برچسب: نهفته,
نویسنده: میلاد قنبریپور
هرگز کسی این گونه فجیع به کشتنِ خود برنخاست که من به زنده گی
نشستم!
احمد شاملو؛ مجموعه آیدا در آینه
برچسب: زنده,
نویسنده: میلاد قنبریپور
نزّاری از تابستان است،-دختر چنین گفت-
و آنگاه
اشک ها فرو ریخت.
از زیباترین هایکوهایی که تا به حال خوندم، ولی سراینده اش نمی دونم کی هست؟ کسی می دونه؟
برچسب: نزّاری,
نویسنده: میلاد قنبریپور
برچسب: رحمت,
نویسنده: میلاد قنبریپور
امشب به همراه دوست عزیزی رفته بودم بیرون. داستان عاشقانه گی یکی از هم دانشگاهی هایش را برایم تعریف می کرد. قصه ای پر غصه، با پایانی تلخ بود. دوستم نتیجه گیری های جالبی از موضوع داشت؛ نتیجه گیری هایی هوشمندانه!
قصه، که واقعا مثل حوادث یک فیلم سینمایی بود (به دوستم گفتم باید هفت هزار تومن بهت پرداخت کنم؛ معادل بلیط سینما تو شهرمون!) من را یاد این بیت از جناب سعدی انداخت:
گویند مگو سعدی؛ چندان سخن از عشقش
می گویم و بعد از من؛ گویند به دوران ها
برچسب:
نویسنده: میلاد قنبریپور
برچسب:
نویسنده: میلاد قنبریپور
برچسب:
نویسنده: میلاد قنبریپور